شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

134

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

دوستان بسيار است . 11 ، 174 - و گفت : دوستى دنيا موروث زيانكاريست ، و كاشتن تخم حسد ، و نگاه داشتن بدىها و باز آوردن از نيكىها . 11 ، 175 - و گفت : دنيا فريب مىدهد طالب خود را و ، رسوا مىسازد ، و در آتش در مىآرد او را ، چنانچه مىبيند از تغييراتى كه بر اهل دنيا واقع مىشود ، ازين كه ساعتى مىچشاند او را لذتى « 124 » ، و در عقب آن تلخى طعمى و بدحالى به او راجع مىگرداند . 11 ، 176 - گفت : كسى كه اراده كند كه حق را به عمل آرد ، بيشتر از آنچه پادشاه به عمل مىآورد ناچار است او را كه از خدمت ملوك دور باشد . چون ارادهء خدمت ملوك كند ، بايد كه به عمل آرد از حق به اندازهء آنچه پادشاه به عمل مىآورد . و اگر از آن تجاوز كند ، و زياده به عمل آرد ؛ هرآينه پادشاه را برمىانگيزاند ، و بر سر ستيزه مىآورد « 125 » . 11 ، 177 - و مىگفت : جماعت حكما و اهل دانش همه مخدوم‌اند ، و كسى كه غير خود را خدمت كند او آزاد نيست ، بلكه بنده است . 11 ، 178 - و گفت : ايمان وقتى « 126 » پسنديده و مستحسن است كه به امانت باشد ، و عمل نيست ستوده مگر وقتى كه مقرون به چيزهاى حلال گردد ، و ابتدا وقتى ابتداست كه يقين داند حسن عاقبت را . 11 ، 179 - گفت سقراط را مردى كه تو سخت فقير و پريشانى . سقراط گفت او را : تو اگر فقر و پريشانى خود را « 127 » مىدانستى دلسوزى تو خود را مشغول مىساخت از دلسوزى به من « 128 » . 11 ، 180 - گفتند سقراط را چه چيز نزديكتر است به اين كس ؟ گفت :

--> ( 124 ) - اساس ، س ، ت : ساعتى چشاند لذتى . ( 125 ) - د : مىآرد . ( 126 ) - اساس و س و ت : وقتى كه . ( 127 ) - اساس ، س ، ت : « خود را » ندارد . ( 128 ) - اساس ، س و ت : دلسوزى به غير .